آمار بازديدکنندگان
Copyright © 2008 Heydarekarar. All Rights Reserved.
w w w . h e y d a r e k a r a r . c o m
پايگاه اطلاع رساني حيدرکرار

شهيد « حاجي رضا عزيزي » در فروردين ماه 1345 هجري شمسي در روستاي « سرچغا » از توابع شهرستان بروجرد ديده به جهان گشود چون در ماه ذي الحجه به دنيا آمده بود او را حاجي صدا مي زدند و در شناسنامه اش نوشته اند ، حاجي رضا . تحصيلات دوره ابتدايي را در همان روستا به اتمام رساند و تا سن دوازده سالگي در آنجا سکونت داشت . و از آن پس براي کار کردن به همراه پدر و برادر گراميشان به تهران آمدند و چند سال به طور مداوم به کارهاي ساختماني پرداخت و در اين کار به مهارت خاصي دست پيدا کرد و همين امر موجب شده بود که خيلي از دوستان و بستگان حسرت موقعيت شغلي او را بخورند
از خصوصيات اخلاقي آن شهيد بزرگوار مي توان به : قانون مدار بودن ، منطق گرا بودن يا به قول خودمان با حساب وکتاب بودن ، امانت دار ، امين و سربزير بودن غيبت گريز و دروغ گريز بودن اشاره نمود و از همه اينها مهمتر پاک دامني وي بود که منجر گشته بود تا در کارهاي خير همواره پيش قدم باشد . احترام بي حد وحصر وي به پدر و مادرش به قدري به او متانت بخشيده بود که حتي به آرامي با پدر و مادرش و بزرگان گفت گو مي کرد و صداي خود را هيچ گاه بالا نمي برد
شهيد عزيزي در سن 21 سالگي به جبهه هاي حق عليه باطل اعزام گشت . و آموزشهاي خود را در لشگر 21 حمزه سپري نمود و سپس به منطقه عملياتي فکه عزيمت نمود . شهيد عزيزي طي چندين مدتي که در جبهه بود نهايتاً 3 الي 4 نامه براي خانواده اش فرستاد و فقط دو بار به مرخصي آمد و هر دوبار چند روز بيشتر نماند و همان چند روز را هم که براي استراحت آمده بود پيگير بيماري مادرشان بودند و مادر گراميشان را در بيمارستان بستري نمودند . براي آخرين بار که از خانه رفت روز 22 بهمن 1366 بود وآن روز با افراد خانواده طوري خدا حافظي مي کرد که گويي مي دانست ديگر به خانه برنمي گردد و شهيد مي شود . و سرانجام در 7 / 1/ 1367 در خاک مقدس فکه به درجه شهادت نايل مي گردد
يکي از همسنگران و دوستان نزديک « ناصر عبادي » بود که با شهيد عزيزي مانند يک روح بودند در دو بدن ، زماني که ناصر براي مرخصي به تهران مي آيد ، همان هنگامه اي مي شود که شهيد عزيزي وگردان آنها توسط دشمن غافلگير و محاصره مي شوند و تمامي اعضاي گردان به شهادت مي رسند ، ناصر عبادي وقتي به منطقه برمي گردد و متوجه موضوع مي شود . از هوش مي رود چون به يکباره تمامي دوستانش را از دست داده بود. نکته جالبي که وي بعد ها در مورد شهيد عزيزي نقل مي کند اين بود که :
« شهيد عزيزي در چند متري يک تانکرآب به شهادت رسيده بود .» و ناصر عبادي هم سر انجام بعد از 2 ماه در تاريخ 7/3/67 به شهادت رسيد تا در قطعه 40 بهشت زهرا در کنار دوستش شهيد عزيزي آرام گيرد . نکته اي قابل ذکر ديگر اين است با توجه به اينکه شهيد عزيزي در کارهاي ساختماني خبره بود در جبهه نيز چندين سنگر ساخت که هنوز هم به يادگار مانده و به نام خود شهيد نام گرفته است
از وصيت ها و توصيه هاي وي اين بود که همواره خانواده را به« مردمداري » ، « صبر » و« تقوا » توصيه مي کردند و هميشه دو خواهر گراميشان را به « پاکدامني » و « عفت » و « ايمان » نصيحت مي کردند
من در اين سن جواني ز جهان سير شدم صورتم گرچه جوان است ولي پير شدم