آمار بازديدکنندگان
Copyright © 2008 Heydarekarar. All Rights Reserved.
w w  w  .  h  e  y  d  a  r  e  k  a  r  a  r  .  c  o  m
پايگاه اطلاع رساني حيدرکرار
شهيد« کوچکعلي مسعود » در سال 1341 هجري شمسي ديده به جهان گشود. در دوران کودکي خود به مساجد و تکيه گاههاي مذهبي مي رفت. و هميشه علاقه خاصي به شرکت در مراسم هاي مذهبي داشت. وي همواره سعي  مي نمود با دوستان و آشنايان با احترام رفتار کند تا کوچکترين دلخوري در بين آنها به وجود نيايد
ايشان در سال 1363 ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد که نام يکي را «موسي» و ديگري را «احمدرضا» ناميدند. ايشان فعاليتهاي زيادي را قبل از دوران جنگ انجام داد که ازآن جمله مي توان به کمک زلزله زدگان و سيل زدگان اشاره نمود همسر  ايشان نحوه ي به جبهه رفتن و شهادت ايشان را اينگونه بيان مي کند : يک شب از سر کار که به خانه آمد و گفت : «من اسمم را براي شرکت در جبهه نوشتم .» من هم سکوت اختيار کردم ، او همچنان که صحبت مي کرد در چشمانش اشک حلقه زده بود. من هم ديگر نتوانستم سکوتم را نگه دارم و به ناچار سکوت خود را شکستم و گفتم :« تکليف ما چيست؟» و او گفت:« اول توکلت بر خدا و بعد هم من لياقت شهادت را ندارم .» چند روزي از اين ماجرا نمي گذشت ، که او عازم جبهه شد بعد از چند ماه به خانه بازگشت. يک هفته اي پيش ما بود ، که آماده حرکت به جبهه شد ، شب قبل از رفتن خود شامي را تدارک ديد و برادران و اقوام ديگر را گرد هم جمع کرد، تا دير وقت بيدار بوديم . او از همه افراد حاضر در جمع طلب حلاليت کرد و عازم منطقه عملياتي شد . چند روزي از رفتنش نگذشته بود که در خواب ديدم که يک چفيه و يک پلاک روي زمين افتاده است و مدتي بعد از اين خواب خبر شهادتش را به ما دادند وبه ما گفتند که وي در منطقه عملياتي « بيت المقدس 5 » در منطقه مائوت « سال 1366» به درجه رفيع شهادت نايل شد ه است . تااينکه وصيت نامه شهيد به ما رسيد
نحوه شهادت شهيد
او هنگامي که با هم رزمانش در سنگر در « منطقه مائوت » بودند مورد حمله      جنگنده هاي دشمن بعثي قرار مي گيرند و سنگرشان به آتش کشيده مي شود وهنگام  خروج از سنگر از ناحيه قلب مورد هدف تير بار قرار مي گيرند و به شهادت مي رسند 

بخشي از آخرين نامه شهيد
اي پدر مادر مهربانم اگر اين چند کلمه را برايتان نوشتم فقط به خاطر اين بود که شما هم در جريان باشيد که من هيچ وقت شما را از ياد نمي برم . واميد وارم که اگر از من رنجيده شده ايد و باعث ناراحتي شما شده ام مرا عفو نمائيد ، وببخشيد . باري عرض مي شود که من به مدت سه ماه ماموريت دارم در جبهه بمانم . که انشاء ا... به سلامتي اين ماموريت من به پايان خواهد رسيد ودوباره در ميان شما خواهم آمد وشما هم شاد خواهيد شد وشما را به خدا هيچ ناراحت نباشيد اين هم يک تکليف شرعي و خدايي است  که ما بايد آن را به دوش بگيريم وبه مقصد برسانيم  امروز اسلام وقرآن در خطر است اسلام بايد زنده بماند هر کس به حد توانش بايد کمک به جبهه و اسلام بنمايد به اميد روزي که دشمنان دين نابود شوند وما به زندگي خودمان به راحتي ادامه دهيم
نصرمن ا... و فتح القريب
**** شهداي شهرک طالقاني ****
شهيد سيد جواد موسوي
شهيد قربانعلي پروانه
شهيد کوچکعلي مسعود
شهيد محمد حسين دانا
شهيد حاجي رضا عزيزي
شهيد علي يگانه
شهيد عابدين فاضلي
شهيد ابوالفضل مسعود
پيامبر  (ص) :هرچه موجب آزار فاطمه شود مرا آزرده کرده و هر چه که او را خشمگين کند مرا به خشم مي آورد . او پاره تن من است چيزي که او را ناپسند آيد مرا نيز ناپسند آيد
|صفحه اصلي| |برنامه هاي هيئت| |معرفي کتاب| |دانلود| |صوت و تصوير| |ارتباط با ما| |درباره ما|